تبلیغات
محمد حسین

بین مطالب وب سایت جستجو کنید
     
محمد حسین هادوی
ساعت 16 و 38 دقیقه و 59 ثانیه
چهارشنبه 1396/01/2
همان طورکه خواندید جک واسکار به سان فراسیسکو رفتن و وسط راه هوا پیمایشان توسط زامبی ها سقوط کرد وخلبان جان خود را از دست داد  وجک واسکار با
توانایی های خود شان جان سالم بدر بردن وراه خود ادامه دادن  تا انجا را پاک سازی کنند . دراین راه با شخصیت های جدیدی اشنا خواهند شد.
بعد ازان هم کشتن زامبی اسکار احساس گرسنگی می کند تا رستوران کلی راه است ودراه زامبی های زیادی وجود دارد .
انها به سوی  رستوران حرکت می کنند وزامبی ها راتک تک می کشند و ازشرشان راحت می شوند وبه رستوران میرسند واسکار که خیلی  گرسنه وخسته بود یک دل سیر غذا خورد ومدتی کوتاه چرتی زد ولی جک اعتقادی به چرت زدن نداشت .
این داستان ادمه دارد


محمد حسین هادوی
ساعت 20 و 04 دقیقه و 26 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20

رفتم توالت عمومی در میزنم ! مرده میگه: دستشویی داری؟
میگم : پ نه پ خواستم ببینم شما کم و کسری نداری !



محمد حسین هادوی
ساعت 20 و 01 دقیقه و 43 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20
دمش گرم....
دزد عزیز !

سلامتی رفقایی که میخ نگاهشون لاستیک دلمون روپنچرکرده تاما بیزاپاس توجاده رفاقت بمونیم....
.

.

.
بله ازاتاق فرمان اشاره میکنندهمون رفیق باک بنزین اعتمادمونم خالی کرده...




محمد حسین هادوی
ساعت 19 و 54 دقیقه و 48 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20
نیگا این دوتارو :)))
طنز سگ
دیگه دور و بر دختر من آفتابی نمیشی
فهمیدی؟؟؟
ببینمت تیکه بزرگت گوشته



محمد حسین هادوی
ساعت 19 و 51 دقیقه و 48 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20
میگن بعد این عکس خبری از شوماخر دریافت نشده !!!
طنز پارک کردن


محمد حسین هادوی
ساعت 19 و 49 دقیقه و 05 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20
خلاصه بازی تراکتور و پیکان :)
تراکتور و پیکان
پیشاپیش اعلام میکنم که فورجوک طرفدار تراکتوره D:



محمد حسین هادوی
ساعت 19 و 47 دقیقه و 14 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20
روز اول مدرسه پسرونه :))))
روز اول مدرسه
اون تسبیح آبیه چی میگه :))))


محمد حسین هادوی
ساعت 19 و 39 دقیقه و 22 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20

به داداشم می گم برو عصای آقاجون رو بیار؛ می گه مگه آقاجون می خواد بره؟
پـَـ نه پَــ، می خواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه!



محمد حسین هادوی
ساعت 19 و 36 دقیقه و 46 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20
فتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم ، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پَ نه پَ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!

محمد حسین هادوی
ساعت 19 و 32 دقیقه و 34 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20
دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه ؟
میگم پ نه پ از صندوق ذخیره ارزی سازمان اوپک کم میشه !

محمد حسین هادوی
ساعت 19 و 32 دقیقه و 34 ثانیه
سه شنبه 1395/07/20
دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه ؟
میگم پ نه پ از صندوق ذخیره ارزی سازمان اوپک کم میشه !

محمد حسین هادوی
ساعت 18 و 36 دقیقه و 03 ثانیه
دوشنبه 1395/07/19
اینم تکریم ارباب رجوع در اداره   

طنز اداره    

یه روز با جعبه خیلی بزرگ رفتم اداره پُست ، گذاشتم رو ترازو جعبه رو
کارمنده اومده میگه می خوای پُست کنُی ؟!
گفتم : پَ نه پَ اومدم وزنش کنم ببینم اگه اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم !




محمد حسین هادوی
ساعت 18 و 31 دقیقه و 54 ثانیه
دوشنبه 1395/07/19
بذار این آخرین عکسمم بذارم فیسبوکو؛ بعدش بریم  O_o    

کاریکاتور فیس بوک   
هر کس فیس بوک را نشناسد نیمی از عمر خود را به فنا داده است
و هر کس بشناسد، تمام آن را !



محمد حسین هادوی
ساعت 18 و 29 دقیقه و 09 ثانیه
دوشنبه 1395/07/19
با تشکر از همه خواهرهای مهربون دنیا :|    
طنز خواهر مهربون    
لامصب یه مشت حوالش کرده بعد واسه اینکه گند قضیه درنیادو وضعیت ناجور نشه گردن داداشش رو پیچونده که ساکتش کنه :))))


محمد حسین هادوی
ساعت 18 و 27 دقیقه و 13 ثانیه
دوشنبه 1395/07/19
رفتم دکتر (90 سالشه) به من میگه: مریضی؟ میگم: پـَـــ نــه پـَــ اومدم خاطرات جنگ جهانی رو با هم مرور کنیم.